عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨٩ - فصل سوم قذف و حد آن
ترجمه:
حدّ قيادت
حدّ در قيادت عبارت است از هفتاد و پنج تازيانه اعم از آنكه فاعل آزاد بوده يا عبد باشد، مسلمان بوده يا كافر باشد، مرد بوده يا زن باشد.
ولى برخى از فقهاء فرمودهاند:
غير از هفتاد و پنج تازيانه بايد سر او را تراشيد و در شهر گرداند و سپس در همان مرتبه اوّل كه به اين عمل مبادرت ورزيده از شهر تبعيدش نمود.
فرع
تراشيدن سر و گرداندن در شهر و تبعيد از بلد در حق زن ثابت نيست.
فرع
در حدّ كفالت [١] مشروع نبوده و تأخيرش نيز جائب نمىباشد مگر در صورت عذر و توجّه ضرر.
فرع
مشروع نيست جهت اسقاط حدّ كسى شفاعت نمايند.
فصل سوّم: قذف و حدّ آن
قذف مثل آنكه شخصى به ديگرى بگويد:
تو زنا دادى يا لواط كردى يا اظهار نمايد كه تو زانى يا لواط كننده هستى يا شبيه اين الفاظ را اداء نمايد.
البته در ثبوت قذف شرط است كه لفظ صريح بوده و آشنائى به معناى لفظ نيز محقّق باشد و امّا اينكه تلفّظ به چه لغتى از لغات بايد باشد در آن شرطى نبوده بلكه بهر لغتى كه اداء گردد حكم قذف بر آن ثابت و مترتّب مىباشد.
[١] مقصود از « كفالت در حدّ» آن است كه شخصى كفيل ديگرى كه حدّ در ذمّهاش آمده شده كه او را براى زمانى متأخّر از زمان ثبوت حدّ حاضر كند.